ميرزا محمد حيدر دوغلات

167

تاريخ رشيدى ( فارسي )

رعايت رفت ؛ شاهى بيگ خان او را در خجند شهيد كرد چنان كه مذكور شده است . چون سلطان محمود خان به ولايت پيش شاهى بيگ خان رفت اين دو برادر در مغولستان و قرغيز ماندند . در اين حال خبر لشكر منصور خان رسيد كه منصور خان از چاليش و طرفان لشكر كشيده متوجه برادران است و ضبط قرغيز و مغولستان . سلطان سعيد خان و سلطان خليل هر دو تمام مردم قرغيز و مغول را جمع كرده در چارون چاك 391 نام موضعى جاى محكم اختيار كرده به مصاف راست ايستادند . منصور خان نيز لشكرى آماده كرده رسيد . مصاف صعبى دست داد . آخر الامر شكست با سلطان سعيد خان و سلطان خليل سلطان افتاد . منصور خان قرغيز را كوچانيده و به چاليش برد چنان كه در ذكر منصور خان گفته شده است . سلطان خليل سلطان از جنگ گريخته برآمد ، با معدودى چند متوجه ولايت فرغانه شد كه پيش عم خود سلطان محمود خان رود ، شايد شاهى بيگ خان رعايت كرده باشد . وى به اخسى رسيد ، جانى بيگ سلطان يكى از بنى اعمام شاهى بيگ خان بود ، در « 1 » ولايت فرغانه حاكم بود ، او را شهيد كرد . اما سلطان سعيد خان چون از جنگاه برآمد و خود را قرار داد كه در مغولستان قزاقى كرده به سر برد ، اما امورى دست داد كه در مغولستان « 2 » گشتن ميسر نشد . شرح آن امور در دفتر دويم مشروح است ، جهت تطويل و تكرار ، اينجا مجمل گفته مىشود . سلطان سعيد خان نيز بيچاره شده « 3 » به اندجان رفت . نوعى شد كه از آنجا گريخته به كابل پيش بابر ( 78 پ ) پادشاه ابن عمر شيخ ميرزا كه عمه‌زادهء « 4 » سلطان سعيد خان بود رفت . بابر پادشاه او را بغايت عزيز و مكرم داشت . مدت سه سال در كابل بود . چون شاهى بيگ خان را شاه اسماعيل در مرو كشت ، بابر پادشاه از كابل متوجه قندوز شد . سلطان سعيد خان همراه به قندوز آمد . در خلال اين حال سيد محمد ميرزا ابن محمد حيدر ميرزا كه عم مؤلف تاريخ است در اندجان خروج كرده « 5 » ، جانى بيگ سلطان را از اندجان بيرون كرد « 6 » و ولايت فرغانه را مستخلص فرمود و كس پيش بابر پادشاه فرستاد متضمن آنچه كرده بود . بابر پادشاه ، سلطان سعيد خان را مع امراى مغول

--> ( 1 ) . نت : - در . ( 2 ) . نت : - قزاقى كرده . . . مغولستان . ( 3 ) . نت : شد . ( 4 ) . نت : عمزاده . ( 5 ) . نت : كرد و . ( 6 ) . نت : كرده .